فريدون بن احمد سپهسالار
39
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
آن حضرت فرمودندى ، در فقر نيز تتبع بد آن حضرت مىكردندى ، چنان كه مىفرمايد : طاق و ترنب « 1 » فقر و فنا از گزاف « 2 » نيست * 80 هرجا كه دود آمد « 3 » بىآتشى نبود گر نيست عشق را سرما و هواى ما * چون از گزافه « 4 » او دل و دستار مار بود و در غزلى ديگر مىفرمايد رضى اللّه عنه : كشتهء شهوت پليد كشتهء عشقست « 5 » پاك * 81 عشق زده خيمهاى ز آن سوى پاك و پليد جمله دل عاشقان خيمه زده گرد فقر * فقر چو شيخ الشيوخ جملهء دلها مريد و در محل ديگر باز مىفرمايد : آتش عشق لامكان سوخته پاك جسم من 82 * گوهر فقر بر ميان بر مثل سمندرى و در جاى ديگر مىفرمايد : هر بشرى كه صاف شد در دو جهان ورا دلى * 83 ديد غرض كه فقر بد بانك الست را بلى شيخ بدر الدين تبريزى 84 كه در شعبدهء كيميا و سيميا آيتى بود و مريد و عاشق آن حضرت در وقتى كه ملازم بود چون فقر و فاقهء اصحاب را مىديد و مجاهده و رياضات ايشان مشاهده مىكرد با جمعى از آن جمله تقرير مىكرد كه : اگر حضرت خداوندگار اشارت فرمايد تدبيرى كنم كه اصحاب را رفقى در معيشت حاصل گردد و وجهى طائل ملازمان را مهيا باشد ،
--> ( 1 ) در اصل : طرنب ( 2 ) در اصل : گذاف ( 3 ) در اصل : آمد و ( 4 ) در اصل : گذافه ( 5 ) خ ل : عقل